تبليغاتX
گریه ی تو..اتفاق مهمی نیست
گریه ی تو..اتفاق مهمی نیست
خداحافظ جماعت...

این خراب شده چیزی حدودِ چهار ماه تقریباً هر روز آپ شد...

اومدیم..نوشتیم...حالا هم داریم گورمونو گم میکنیم..

همه ی قصه ی من همین ۱۱۴ تا سوره بود،قرانِ تلخ من،و قصه ی همه مون...من،تو،اون...دقت داشته باش این خراب شده ای که الان توش هستی واسه من عینهو مسجد بود...

خلاصه اینکه شاید قصه ی من تموم شد،ولی حرف همیشه هست...تریبون رو میسپارم به نفر بعدی و خودم میرم قاطیه حُضّار..من کشیدم کنار،دیگه نیستم..ولی تو باش،اصلاً تو همیشه باش...

بی تعارف بگم،همه مون آشغالیم..-جسارت نشه به خودم و خودت!-..باید سمپاشی شیم،باید میکروب زُدایی شیم...

اگه جامعه ی ما و مملکتِ ما این ریختیه..علّت منم...علّت تویی...

اگه اون دختر زن میشه و این زن فاحشه...علّتش من و توییم..

اگه فلانی نونِ شب نداره و فلانی روز و شب!...اگه فقر و فحشا بیداد میکنه..اگه عدالت نیست،انسانیت نیست،مردونگی و شرف و ناموس پرستی نیست...بازم علّتش من و توییم..

اصلا علّتِ همه چی من و توییم...خُب..حالا چیکار کنیم؟...به خودت جواب بده عمو..به خودت..

قصه مو اینطوری تموم میکنم:

با گوشه نشینی،کِز کردن،سکوت و گریه،آینده ساخته نمیشود!...با بحث و حرف و استدلال و منطق و فلسفه و سفسته،آینده ساخته نمیشود....با توّکل و توسّل و ذکر و دعا نیز..آینده باز ساخته نمیشود..

آینده را نمیشود ساخت،مگر با عمل،حرکت،تلاش و باید خدا را چون چتری بر سر داشته باشیم...

حرکت میکنیم...

با من بلند شو..بیا که اینک..آری همینک وقتِ حرکت است...نترس!..با من بلند شو،من نیز مثل خودِ تو تازه کاری ام با هزار و یک مشکل...ولی دست در دستم گذار،پشت بر پشتم نِه و اعتماد کن...

میخواهیم بلند شویم..میخواهیم باشیم..میخواهیم آینده را به زانو در آوریم...می خواهیم و بی شک میتوانیم....

                                              یا علی بگو مرد....

نقطه....سر خط

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گ.ن: کامنتینگ رو واسه این پست باز گذاشتم..خواهشا کسی واسم احسنت و طیب الله و صدآفرین نزنه!...ترجیح میدم دو کلمه حرف حساب زده شه..و ممنون میشم اگه بازم آرشیو رو با دقت بخونی و به پُست ها یه نمه فکر کنی...

گ.ن۲: تشکر خیلی خیلی خاص دارم از پسر خاله ام حسین،و دوستِ عزیزم سجاد که انصافاً هیچ وقت منو تنها نذاشتن و خیلی دلسوزانه و با حوصله پا به پام اومدن..دمتون گرم...بابتِ همه چی ممنون...و ممنونم از همه ی کسای دیگه ای که به هر نحو به من دلگرمی دادن و با انتقادها و پیشنهاداشون همیشه موجباتِ بهبودی کار رو فراهم کردن..ممنون از همه تون..

گ.ن۳: فعلاً رفتم تعطیلات...کشیدم کنار که جا واسه بقیه باز شه،از این به بعدش دیگه با بقیه ی هم صِنفی ها!..شاید بعداً خواستم یه غلطایی بکنم..دنبالِ یه تیم کاریه همچین قُرص میگردم...کسایی که هستن..بسم الله..توی کامنتیگ آمارشونو بدن...

حلالمون کنید..ایام به کام.....در پناهِ حق..

 خداحافظ.....خداحافظ.......خداحافظ.............

                                                               پایان


لينك ثابت | lvl®.ĠoÐ |